این متن را جدی بگیرید.

اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن

 

یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...

 

وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

 

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر

 

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو

 

وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....

 

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی

 

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو

 

یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

 

فرزند دلبندم،دوستت دارم

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهر زندگی

[ناراحت][ناراحت]

ارمین

واقعیت تلخه دیگه.

عادل

آپم حتما بيا[ناراحت]

امیر حسین

باشه در هر صورت کاری داشتی بگو راستی به اون یکی وبم هم یه سر بزن ببین چطوره آدرسشو گذاشتم.

فاطمه

وااااااااای خیلی قشنگ بود... وب خوبی داری موفق باشی[قلب][دلشکسته] لینک شدی[لبخند]

marjan

سلام عززززززززززیزم وای خیلی قشنگ بود دست درد نکنه همیشه قدر مادر پدرتو بدون اگه دوس داری بم بگو تا بلینکمت مرسی از اینکه بم سر دی[قلب][ماچ]

elahe

سلام عزیز!خیلی متن قشنگی بود مر30ازوب خوبت![ماچ][ماچ][ماچ]